العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

186

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

كن ابو سعيد گفت پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كسى را فرستاد تا در ميان مسلمانها بصداى بلند بگويد : هر كس بگويد لا إله الا اللَّه محمد رسول اللَّه وارد بهشت شود فرستاده پيغمبر بعد از انجام مأموريت برخورد به عمر بن خطاب ، عمر از او پرسيد آنچه گفتى عمومى است يا فقط در باره افراد مخصوصى است ؟ فرستاده برگشت خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و سؤال عمر را عرضكرد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دست خود را به شانه على عليه السّلام زد و فرمود مخصوص اين و شيعيان اوست « 1 » . 75 - محمد بن على بن عبد الصمد از . . . جابر بن عبد اللَّه گزارش كند كه وقتى حضرت على عليه السّلام خيبر را فتح كرد و نزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم برگشت حضرت فرمود اگر نه اين بود كه مردمى از امّت من در باره تو بگويند آنچه را نصارى در باره حضرت مسيح گفتند هر آينه امروز جمله‌اى را در شأن تو ميگفتم كه بعد از اين بهر جمعيتى برخورد كنى خاك زير پايت و زيادى آب وضويت را براى معالجه و شفاى امراض بگيرند ولى همين قدر ترا بس است كه تو از منى و من از تو ، تو از من ارث ميبرى و من از تو ، و تو نسبت به من چون هارونى نسبت بموسى با اين فرق كه بعد از من پيامبرى نيست . و تو آنچه من بر عهده گرفته‌ام ادا ميكنى ، و براى حفظ روش و سنّت من مىجنگى ، و تو فردا كنار حوض جانشين منى ، و تو اولين كسى باشى كه كنار حوض بر من وارد شوى ، و اول كسى هستى كه با من لباس پوشى ، و اولين فرد از امّت من كه داخل بهشت شوى ، همانا شيعيان تو بر كرسىهائى از نور و صورتهاى نورانى در گرد من جمع شوند آنها را شفاعت ميكنم و فردا در بهشت همسايگان من هستند ، راستى جنگ با تو مبارزه با من ، و صلح با تو آشتى با من و نهان تو نهان من ، و آشكار تو آشكار من ، و نهاد سينه‌ات چون نهاد سينه من ، و فرزندانت فرزندان من است ، و تو وعده‌هاى مرا انجام دهى ، و راستى

--> ( 1 ) بشارة المصطفى ص 189 .